نقش زنان در مذاکرات افغانستان چیست؟

 

گفتگوی مینا سعدادی با سیما سمر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور افغانستان, ٨ بهمن ١٣٨٨

 

"سازمانهای بین المللی نقش اساسی دارند. وقتی آنها دور میز مذاکره می نشینند، حداقل در طرفین مذاکره ببینند که زن چقدر سهم گرفته. وقتی دو طرف را سر میز منازعه می آورند، حداقل ببینند که زن در کجا قرار گرفته. مثلا در مذاکره با افغانستان میگویند با طالبان مذاکره کردیم . اما کدام زن در این مذاکرات سهم داره؟ چه از طرف طالب چه از طرف غیر طالب."

 

28jan2010sima-samar

سیما سمر

شهرزاد نیوز: سیما سمر (متولد 1957)، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور افغانستان است. وی پیش تر از این مدت 4 سال گزارشگر ویژه سازمان ملل در سودان بود. اما فعالیت های اجتماعی - سیاسی وی به پیش تر از آن بر می گردد. در اوایل دهه 80 زمانی که همسرش زندانی گشت، مجبور شد با دخترش در پاکستان پناهنده شود. در آنجا به عنوان پزشک در بیمارستانی شروع به کار کرد و با به راه انداختن یک کلینیک به امدادرسانی درمانی به زنان و دختران مهاجر و پناهنده افغان در پاکستان پرداخت. در سال 2002 به افغانستان بازگشت و در دولت موقت حامد کرزای، به سمت معاونت ریاست جمهوری و پس از آن به معاون وزیر امور زنان برگزیده شد. انتقاد وی به قوانین شرعی که قرار بود به تدریج مورد تصویب قرار گیرد، موجی از خشم نیروهای مذهبی را برانگیخت. سیما سمر به مرگ تهدید شد. فشارهای وارده به حدی بود که ناچار به کناره گیری شد.

وی از سوئی به روند امور در افغانستان با دیدی انتقادی می نگرد و از سوی دیگر عملکرد کشورهای غرب در برخورد با افغانستان را به باد انتقاد می گیرد. می گوید، دفاع غرب از مجاهدین افغان در دهه های گذشته باعث شد تا وضعیت زنان در افغانستان بتدریج پس رفت کند. شناخت کشورهای غرب و سازمان های بین المللی از شرایط سیاسی - اجتماعی حاکم بر کشورهایی نظیر افغانستان را "ناچیز" می داند. بدیهی است راه حلی که بر پایه اطلاعات ناچیز/نادرست پایه ریزی شده باشد، فاقد کارآیی و تاثیرگذاری خواهد بود.

او در لابلای سخنرانی و همچنین طی مصاحبه اشاره مکرری به اهمیت و ضرورت آموزش و تعلیم و تربیت زنان می کند. چهره ای آرام و صمیمی دارد و با قاطعیت حرف می زند. در جریان کنفرانسی که روز 3 دسامبر 2009 در لاهه برگزار شد، گفتگویی با وی صورت گرفت. در این کنفرانس که مشترکا از سوی دولت های هلند و سوئد برگزار شد، قطعنامه 1325 سازمان ملل در مورد نقش زنان در پروسه دستیابی به صلح مورد بررسی قرار گرفت. گفتگوی مینا سعدادی با سیما سمر را در زیر می خوانید.

 

خانم سمر، شما امروز در سخنرانیتون اشاره داشتید به وضعیت افغانستان و ریشه یابی مشکلاتی که الان در افغانستان موجودند ،میتونید کمی در این مورد توضیح بدهید ؟


سیما سمر: البته بحث سر قطعنامه 1325 و چگونگی انطباق آن با اوضاع واقعی در افغانستان است. خود قطعنامه 1325 بر سر اشتراک زنان در ساختن صلح و امنیت بسیار تاکید کرده است ولی در کشورهایی که در حال جنگ یا منازعه اند، می بینیم که این قطعنامه در حقیقت نه در افغانستان تطبیق کرده است نه مثلا در سودان که من به عنوان "اسپشیال رپرتار" یک مقدار می فهمم وضعیت این کشور را. در صلح دارفور هم زنان به هیچ وجه نقش اساسی نداشتند .البته یک تعداد از زنان را از جامعه مدنی برده بودند، ولی رلی اساسی به آنها ندادند.


سازمانهای زنان چگونه می تونند این نقش اساسی را کسب کنند؟
من فکر می کنم رل زنان در میز مذاکره باید به عنوان کسانی که توانمندی و قدرت مذاکره و تصمیم گیری را داشته باشند در نظر گرفته شود، نه رل نظارت کننده. البته در میز مذاکره کشورهای پس از منازعه اشتراک می دهند خانمها را، اما حالت ناظر را دارند تا کسانی که تصمیم بگیرند. تا زمانی که زنان در قدرت تصمیم گیری نباشند، من فکر نمی کنم بسیار قراردادهایی که تصمیم می گیرند وصلح را میارن آنقدرها به نفع زنان باشه .


این نقش را چه کسی میتونه به زنان بده؟ آیا این سازمانهای زنان هستند که باید در این رابطه تلاش کنند یا اینکه قدرت های سیاسی باید این نقش رو به زنان بدهند؟
من فکر میکنم در تمام پروسه سیاسی باید به زنان قدرت و سهم را بدهند تا به عنوان یک بخش از کسانی که مستقیم با زندگیشان در ارتباط است، آوردن صلح را اینها تصمیم گیرنده باشند و رل سیاسی در آن بازی بکنند. البته این مربوط به توانمندی خود زنان است در یک جامعه ، اما کسانی که پشت میز مذاکره می نشینند باید این را قبول بکنند که زنان نصف نفوذ هر جامعه هستند و باید سهم بهشان داده شود .


سازمانهای بین المللی چه کمکی می تونند بکنند در این زمینه که به زنان نقش بیشتری داده شود؟
سازمانهای بین المللی نقش اساسی دارند. وقتی آنها دور میز مذاکره می نشینند، حداقل در طرفین مذاکره ببینند که زن چقدر سهم گرفته. وقتی دو طرف را سر میز منازعه می آورند، حداقل ببینند که زن در کجا قرار گرفته. مثلا در مذاکره با افغانستان میگویند با طالبان مذاکره کردیم . اما کدام زن در این مذاکرات سهم داره؟ چه از طرف طالب چه از طرف غیر طالب.


شما در سخنرانیتون اشاره کردید که سالهای گذشته دفاع غرب از مجاهدین در یک دوره ، باعث شد که نقش زنان در افغانستان کم رنگ بشه. نقش زنان دروضعیت فعلی افغانستان به چه صورت است؟ به ویژه این که این کشور هنوز در یک حالت جنگی هم قرار دارد.
در یک چیز شک نیست که نقش زنان از وضعیتی که قبلا وجود داشته بهترشده است، اما به نظر من کافی نیست. ما ضرورت داریم که زنان را بیشتر تقویت کنیم و زمینه بدهیم که کار بکنند. این از طریق ظرفیت سازی (توانمند سازی) در بین زنان است و اساس تمام گپها را تعلیم و تربیت ایجاد میکند. اینها باید تحصیل کنند. تعلیم بیاموزند تا بتوانند از آن استفاده کنند .بعلاوه زنان باید به بهداشت و صحت دسترسی داشته باشند. من یادآوری کردم که اگر زنان بتوانند اطفال خود را کنترل کنند و کمتر طفل داشته باشند، می توانند سهم بیشتری در کارهای اجتماعی و سیاسی داشته باشند. در صورتی که زنی که 10 اولاد داشته باشد، به هیچ صورت وقت ندارد که سیاست بکند. این از مسائل اساسی و عمده ای است که باید ظرفیت زنان را بسازد. 

 

در این 8 سالی که جامعه بین المللی در افغانستان در بخش عمده ای دخیل بوده، چقدر کارهای اساسی برای ظرفیت سازی خانمها انجام شده؟

بسیار کم، درست است که 25 درصد زنان را در پارلمان داریم.


علت اش چیه؟
علت این است که تمام قضایای افغانستان بسیار نظامی شده. هر زمان که نظامی گری بیشتر باشد سهم زنان پایین است.


شما با توجه به تجربه ای که در سودان داشتید و با توجه به تجربه فعلیتون در رابطه با افغانستان، فکر می کنید شناخت سازمانهای بین المللی از شرایط کشورها یک شناخت واقعی است؟ و راه حل هایی که میدن در کوتاه مدت می تونه به جامعه مدنی یا سازمانهای زنان کمک کنه؟
متاسفانه اون رقمی که باید شناخت داشته باشند، از کشورها ندارند. مثلا در مورد افغانستان می گویند یک جامعه قبلیه ای است، یک جامعه بسیار مذهبی است و برای همین در رابطه با حقوق زن گپ نمی زنیم چون ممکن است مقاومت ایجاد کند. عین همین مسئله را در سودان عنوان می کنند. شک نیست که جوامعی می توانند قبیله ای یا مذهبی باشند، ولی نباید حقوق زن به عنوان یک نیاز و ضرورت برای ایجاد جامعه مورد نظر ما که برابری در آن باشد، وجه المصالحه قرار گیرد. برای این که دمکراسی ممکن شود، ضرورت داریم که مسائل زنان را جدی بگیریم و در آن رابطه کار کنیم .
من فکر می کنم جامعه بین المللی و نهاد های بین المللی خوب است نظرات خود مردم را چه در افغانستان چه در سودان بشنوند و مطابق با آن برنامه ریزی و سیاست خود را بسازند. اینطور نیست اگرتصور کنند چیزی در ملک خودشان خوب بود، در افغانستان هم می تواند خوب باشد.


به نظر شما مهمترین مانعی که سر راه سازمان دهی و یا تشکل یابی سازمانهای زنان در افغانستان و کشورهای همسایه از جمله ایران هست، چیه؟
من فکر می کنم که در جامعه افغانستان بیشتر کمبود تعلیم و تربیت و آگاهی است ، در حالی که در ایران اینطور نیست. در ایران رژیمی که سر قدرت است، مانع رسیدن صدای زنان در بیرون می شود. در حالی که ما در افغانستان آزادی بیان را بسیار بهتر داریم نسبت به ایران. اما کمبود سواد یا عدم وجود افرادی که تعلیم کافی داشته باشند و ظرفیت بالا داشته باشند، مانع است. در هر کشور من فکر می کنم موانع فرق می کند .


آیا فعالین زن در کشورهای مختلف می تونن استراتژی واحدی برای رسیدن به خواسته های مشخص داشته باشن؟
بله، من فکر می کنم یکی از کارهایی که می توانیم بکنیم آگاهی دادن به زنان است و توانمند ساختن زنان است. ممکن است در ایران زنان ظرفیت بالایی از تعلیم و تربیت داشته باشند ولی چقدر اعتماد به نفس دارند؟ ما می توانیم واقعا رلی بسیار اساسی را در تغییر وضعیت بازی کنیم. ما می توانیم از کشورهای همجوار یاد بگیریم. از تجارب یکدیگر بیاموزیم و متحدانه عمل کنیم برای تغییر. واقعیت این است که افغانستان هیچگاه نمی تواند به صورت یک جزیره پیشرفت کند. یا کشورهای همسایه ما مثلا ایران نمی توانند فوق العاده پیشرفت کنند درحالی که افغانستان در وضعیت خرابی قرار داشته باشه. واقعیت این است که ما چه بخواهیم چه نخواهیم، تاثیرات مثبت و منفی بر هم دیگر داریم .